هو 

 

فرار از روزمرگی

 

همين‌طور که قبلا گفتم  ستونی در روزنامه راه انداخته‌ايم به نام «فرار از روزمرگي». اين ستون قرار است روزنه‌ای باشد تا کورسويی از لحن دانش‌جويی و غير رسمی را به فضای رسمی و خشک صفحات روزنامه بتاباند. جايش هم فعلا پايين صفحه‌ی ۳ سمت راست است. وقتی پيش‌نهاد اين کار را دادم بچه ها استقبال کردند ولی کم کم نوشتنش در همه‌ی شماره ها گردن خودم افتاد . آن هم هر شماره در شب انتشار در حالی که در گير کارهای فنی، عکس، تيتر ، جلد و چيدن صفحات و سفارش ساندويج و اين‌جور کارها هستيم بايد بنشينم پای يک دستگاه و مطلب اين ستون را بنويسم، تا صفحه‌ی ۳ که منتظر مطلب اين ستون است کارش تمام شود. بنابراين اگر جايی حتی فعل و فاعل هم به هم نخورد نبايد خيلی خرده گرفت.

تصميم گرفته‌ام از اين پس وقتی اين ستون را نوشتم يک لينک هم برايش بگذارم اينجا. البته مخاطب من هنگام نوشتن اين ستون خوانندگان روزنامه هستند نه خوانندگان بلاگم بنابراين  اندکی لحن و بيانش يا لحن وبلاگ فرق می کند.

اگر هم خواستم اصل مطلب را بگذارم در خود وبلاگ حتما ويرايش و کمی پس و پيشش می کنم بعد در وبلاگ می‌گذارم. مانند مطلب قبلی که اين کار را کردم ( آن مطلب دومين مطلب اين ستون بود که نوشتم ).

 اين دو مطلب، اولين و سومين مطلب اين ستون است.

 

  
 ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٧ » لينک ثابت
    پيام هاي ديگران ()