عكس يادگاري در مراسم افطار شنبه نهم آبان هشتاد وسه با بچه هاي انجمن

مهماني شنبه‌شب در خانه‌ی‌مهدی حاجيلو ( كه انصافا مجموعه‌ی‌كاملی را گرد هم آورده بود )  تمام خاطرات گذشته‌ی‌مرا متاسفانه زنده‌كرد. گذشته‌ای كه از پنجره‌ی‌اكنون كه نگاهش می‌كنم سرشار از اتفاقاتی است كه فقط بايد خودم را به خاطر آن‌ها سرزنش كنم.

نسبت ما با دوران فعاليتمان در انجمن اسلامی دانش جويان شريف مثل نسبت فرهاد اصلانی است در نمايش ۳۱/۶/۷۷ به دوران جنگش. به گمانم به همه‌ی گذشته‌اش می‌خنديد، افسوسس می‌خورد و اكنون به دنبال زندگی اين طرف آن‌طرف را می‌كاويد. عكس يادگاری با دوستان آن دورانش را از پشت بر ديوار اتاقش چسباند و روی آن عكسی از زندگی گذاشت.

 

اين عكس را خواهم چرخاند و  رويش عكسی از زندگی خواهم گذاشت.

 

واقعا احمق بوديم...

 

 

  
 ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱۱ » لينک ثابت
    پيام هاي ديگران ()