شب يلدای طولانی

 

يك دو ستی دارم كه دلش اندوهگين است و مردم از گزندش ايمن، تنش نزار، نيازش اندك و پارسا به جان‌وتن.

 نفس او از او در زحمت است و مردم از وى در راحت.

 از آن كه دورى می‌كند به خاطر بى رغبتى به دنياست و پرهيزگارى، و بدان كه نزديك می‌شود از روى نرمى است و آمرزگارى. نه دورى گزيدنش از روى خويشتن بينى است و بزرگى فروختن و نه نزديكى وى به مكر است و فريفتن.

نيز

شبی بلند ـ که  شب يلداست ـ   شب آمدنش به دنياست.

 

 

  
 ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/۳٠ » لينک ثابت
    پيام هاي ديگران ()