الان مدتی است با خودم کلانجار می‌روم که اين وبلاگ را بايد عرفی‌اش کنم. قاعدتا منظورم از عرفی هم مفهومی مقابل قدسی نيست(!).

اعتراف می‌کنم که نوشتن در اين‌جا برايم کار راحتی نيست. در واقع باهاش راحت نيستم. فکر می‌کنم حتما بايد يک موضوع، خوب در ذهنم پرداخته‌شود، خوب به متن تبديل شود، خوب تایپ شود و حتی خوب سطربندی شود.

از چند "خوب" اول که بگذريم. بايد به عرضتان برسانم که گاهی می‌شود که نوشتن يک پست‌چند خطی در اين‌جا بيش از سه ساعت وقت از من می‌گيرد. اول تایپ می‌کنم بعد بر می‌گردم يک بار می‌خوانم که جايی از محتوی غلط نباشد سپس يک دور می‌خوانم تا رسم‌الخط درست باشد. در فعلی که "مي" دارد بين "می" و تکه‌ی دوم فاصله‌ی کامل نباشد و حتما نيم‌فاصله باشد. "ها" جايی نچسبيده باشد و "ی" برای مضاف‌هايی که با "ـه" تمام می‌شوند فراموش نشده‌باشد. به شدت حساس. اين‌ها که اصلاح شد حالا بايد برگردم و ببينم هيچ کلمه‌ای اضافه نباشد. يعنی کلمه‌ای نباشد که اگر حذفش هم کنی اتفاقی در معنای جمله نمی‌افتد.

سپس اينترهايی که بايد ابتدای پست بيايد چک می‌شود و بعد از آن اينتر های بعد از پست.

اين کار ها که انجام شد پست فرستاده، وبلاگ بازسازی می‌شود.

اکنون نوبت آن است که وبلاگ بازسازی‌شده را بخوانم تا نکند در سطربندی‌جملات اتفاق بدی افتاده‌باشد. نکند کلمه‌ی مرکبی دو تکه شده باشد و ...

باز برگشت به پنل ويرايش و اصلاح اشتباهات در سطر‌بندی. بعد از آن ارسال و دوباره کنترل همه چيز.

اين‌ها در مورد ظاهر قضيه است. در مورد محتوا سخت گيرتر. مثلا اين که فلان اتفاقی که افتاده آيا شايسته‌ی نوشتن در بلاگ هست يا نه؟ آيا مردم که بخوانند نخواهند گفت: حالا که چی؟ يا مثلا هر چيزی که به ذهن آدم رسيد را می‌شود نوشت؟ آيا اين که بيايم در يک خط بنويسم  اين روزها چه قدر هوا سرد است کار خوبی است؟ و...

اين‌گونه می‌شود که فاصله‌ی نوشتن‌ها زياد می‌شود و زمانی که هر نوشته از من می‌گيرد به ساعت‌ها می‌رسد. اگر  لازم باشد  چند تا لينک و مثلا صفحه‌ای در بيرون وبلاگ در فضای مجانی هم درست کنم (مثل پست قبل) که ديگر هيچ. بی‌چاره می‌شوم.

کم‌کم دارم به اين نتيجه می‌رسم که وبلاگ بايد عرفی‌تر شود. همين‌طور عادی. لازم نيست درش زياد دقت کنم. بنويس و بفرست برود. بی‌خيال نيم‌فاصله‌ها شو و کم وقت بگذار ولی هميشه. چه اشکالی دارد روزی يک بار يا دو بار حتی يک چيزی که به ذهنت آمد را در چند دقيقه تایپ کنی و بفرستی؟

 

البته گاهی هم احساس می کنم مطلبی که الان هست را هنوز همه نديده‌اند و به‌روز کردن با يک پست درباره‌ی سردی هوا آن را می‌فرستد پايين و ديگر کسی نمی‌خواندش.

خلاصه در همين تفکرات هستم.

 

 

  
 ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٦ » لينک ثابت
    پيام هاي ديگران ()