ورق ها بالا

تعطيلات دارد تمام می شود. البته من كه تعطيلاتی نداشتم. امسال نه سفر كردم و نه كار خارق العاده ی ديگري. بيش‌تر شب ها به ديد و بازديد با دوستان گذشت. و البته خيلی هم خوش گذشت. سمينار دو واحدی اگر نتواند بكشدت می تواند موذيانه يك استرس خيلی قوی بر تو وارد كند كه فكر سفر به كله ات خطور نكند. باز پارسال يك بم و كرمان اصفهانی رفتيم. هيچ كاری تقريبا برای سمينار نكردم ولی تقريبا به خاطر سمينار بود كه كار ديگری هم شروع نكردم. طوری نيست هميشه همين بوده است.

كم كم دوباره كلاس و سرويس اداره و روزنامه و ... شروع می شود.

قبلا گفتم كه نوروز بهانه ی خوبی برای رفاقت‌ورزی است. می توانی به كسانی كه دوستشان می داری زنگ بزنی و تبريك بگويي. ميل بزنی و تبريك بگويي. نامه بفرستی و تبريك بگويي. به ديدارشان بروی و تبريك بگويی.

من هميشه در ايام عيد از خودم توقع داشته ام كه به برخی دوستان فعالانه تبريك بگويم. و از برخی دوستان توقع داتشته ام قبل از من آن‌ها فعالانه تبريك بگويند. ملاكم هم برای اين كار "سن" بوده است. كسی كه از من يك روز هم بزرگ تر باشد جزو گروه اول است و كسی كه كوچك تر باشد جزو گروه دوم. 

به برخی كه امكانش بود  زنگ زدم. به بقيه هم ميل (هر چند بعضی دوستان حتی ای ميل تبريك مرا تا حالا جواب نداده اند ).  دسته ی دوم متاسفانه امسال تا كنون خيلی خوب ظاهر نشده اند و تا كنون خبری ازشان نشده است. خوب لابد سرشان شلوغ است. يا در سفر هستند يا كاری دارند. اشكال ندارد. من هم‌چنان دوستشان دارم.

ديد و بازديد چه قدر خوب است. امسال چند تا از دوستان كادو هم داده اند به من و مرا بالا برده اند، چهل تير پرتاب. يكی از كادو ها نكته دارد. شايد بعدا برايتان گفتم. 

 

  
 ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱٢ » لينک ثابت
    پيام هاي ديگران ()