به نام خدا



... يعنی همين طور الی آخر




روزهای خاصی می بينم. زمان، هٍی کم و بيش بد نمی گذرد. فکر آينده هم گاهی شيرين است و گاهی تلخ. زمان می گذرد. آدمی دائما در حال راه رفتن است و افتادن و بلند شدن و دستی به لباس ها زدن و غبار را از آن ها رو بيدن و دوباره حرکت کردن و دوباره افتادن و بلند شدن و دستی به لباس ها زدن و غبار را از آن ها رو بيدن و دوباره حرکت کردن و ... اين سه نقطه ی بی خاصيت که هميشه تکرار های ما را نمايندگی خواهد کرد: يعنی همين طور الی آخر.

خبرهای خوب را « می شنوم ». ولی خبر های بد را «حس می کنم». عادت کرده ام وقتی خبر بدی می شنوم خودم را جای طرف بگذارم و عادت کرده ام وقتی خبر خوب می شنوم خودم را جای طرف نگذارم . این باعث می شود که بدی خبرهای بد برایت بیشتر از خوبی خبر های خوب باشد.

هیچ گاه به کسی خبر بد نده. این را خودم مدت هاست به خودم نصیحت کرده ام. بگذار کس دیگری زحمتش را بکشد. و همیشه سعی کن خبرهای خوب را اول تو بدهی و ... يعنی همين طور الی آخر.


آینده گاهی مثل الان سراغت می آید. دائم فکرش را می کنی. به زمین خواهم خورد؟ نه، تا آخر خط مسابقه خوب جلو خواهم رفت؟چه خواهد شد؟ ولی انگار مهم نباشد چرا که آدمی دائما در حال راه رفتن است و افتادن و بلند شدن و دستی به لباس ها زدن و غبار را از آن ها رو بيدن و دوباره حرکت کردن و دوباره افتادن و بلند شدن و دستی به لباس ها زدن و غبار را از آن ها رو بيدن و دوباره حرکت کردن و.... حالا هفتاد سال در حالت بيشينه عمر خواهی کرد و در اين مدت يازده بار به زمين بخوری يا دوازده بار توفير می کند؟ لباس هايت خاکی خواهند شد و باالاخره روزی تمام می شود.

شادی را در شادی ديگران حس خواهم کرد. اگر کسی بخندد خواهم خنديد و اگر کسی بگريد خواهم گريست ولی اگر نه کسی بخندد نه کسی بگريد تلخی نتيجه ی کار است. نخواهم خنديد . روزهای خاصی می بينم. زمان، هی کم و بيش بد نمی گذرد.

رفیقمکه دردمند بود حالا شادی ای به سمتش آمده. شاد شده. خوب است. روزهای خاصی می بينم. زمان، هی کم و بيش بد نمی گذرد. الان رسیده به رنگ های شادی در عکس رنگی زندگی اش.

 

--------------

 

 

همشهریم زن گرفته.کوروش عليانی وبلاگ جدید زده.جواد رفیعی بالاخره به روزش کرده . حامد دهقانی حس نوشتن هر روزه پيدا کرده . خاتمی بالاخره یه بیانیه در حمایت از مردم و تکذيب خالی های خطيب جمعه ی تهران صادر کرده و و و

چ----------------------------------خوبه، روزها کم و بيش بد نمی گذرد.

 

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
حامد

بسم الله اول: سلام دوم: اگر قرار بود بگويد خودش ميگفت من هم با اجازه بعضی ديگر! و تنها با انحصار خبری آن را منتشر کردم سرکوفتهايش را هم تحمل ميکنم! سوم:اصلا عشقم نکشيد بگويم حرف حسابت چيست؟ حرف حساب ها! چهارم:گير دادنت به کلمات بيشتر ميشود شايد يک و الی آخر هم برای متنهايت بايد بياوری نه؟ پنجم: آدرس بلاگ دوم جواد را هم بگذار! ششم: نظرت را نگفتی که خوب است يا بد اين هر روز نوشتن همان طور که نظرت را در مورد نوشته ها نميگويی ميدانم ... ولی نظر بدهی بد نيست گرچه چندان هم مهم نيست!هفتم: [...] هشتم: بهتر است که احساست را با مراجعه به صافکاری اصلاح کنی نهم: ياعلي

Boshraa

سلام . ......... يعنی همين طور الی آخر برای رفیقتان دعا کنید و برای زندگی اش و برای رنگهایِ زندگی اش! و برای ... ؛اون خیمه رو که یادتون هست؟ .. فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق .........دعایش کنید؛ دعا . یا علی.

نا آرام

آقا ما يك معذرت خواهي به شما بدهكاريم درست. گفتيم اينجا معذرت خواهي را داد بزنيم به حرمت رفاقت يكرنگانه شما. توضيحات اضافه را حضورا خواهيم داد. كوتاه بيا. مخلصيم

pania

وبلاگ خوبی دارین

ayy

آخر ...هستی. می دانستی؟؟؟(البته ببخشيدها) در ضمن سر خاتمی از حماقت هر دو دسته درد گرفته حالا کی رودربايسی را با آنها هم کنار بذاره الله اعلم. اما همين کار هم خيلی خوب بود.

جواد

منظورت از اون دو تا کفتر عاشق رفیقته؟ من اگر هیکل عباس را داشتم بفهمی نفهمی بهم بر می خورد. از بابت خبر وبلاگ کورش ممنون. درساتو خوب می خونی؟

جواد رف

در گوشه اتاقتان... جای مرا خالی کن!