علی دایی، بهترین نمونه‌ی اقتدارگرای فاقد مقبولیت

 

علی دایی در حال لابی با خدایش

 

... رفتم کلاس، حواسم به رادیو نبود. پارک کردم. وقت زدن قفل پیچ رادیو را برای چند ثانیه چرخاندم: "علی کفاشیان اعلام کرد که علی دایی سرمربی تیم ملی شد. " خاموش کردم و رفتم کلاس.

سردرد شدم. داشتم دیوانه می‌شدم. این همان دایی بود که همین دوشنبه شب در نود گفت: "کسی سر مربی تیم ملی می‌شود که لابی‌اش قوی‌تر باشد." ؟  سر کلاس این قدر حالم بد بود که معلم فهمید یک مرضی‌ام هست. یواشکی  پرسید چی شده؟ گفتمش. بلند شد و همین طور که می رفت سمت تخته گفت:

Don’t worry, noproblem.They will change him at most after a year.

 و درس را ادامه داد.  گمان کنم در دلش به من می‌خندید که این دیگر چه چیزهایی برای‌اش مهم شده!  ...

 

این قسمت‌هایی از پستی است که در روز انتصاب مافیایی دایی ( 13 اسفند 86 ) نوشته‌بودم. معلم زبان من راست می‌گفت که  Don’t worry حداکثر بعد از یک‌سال عوضش می‌کنند.

اما الان 25 روز از یک‌سال گذشته که خبر برکناری‌اش را می‌خوانم. علی دایی یکی از بهترین نمونه‌های  اقتدارگرایی فاقد مقبولیت در ایران است. او تمام احساسات و عواطف یک ملت را زیر پای لجاجت، انتقام‌جویی، خودبزرگ‌بینی و عقده‌گشایی له کرد. به حرف هیچ احدی گوش نکرد در حالی که خودش هم هیچ نمی‌دانست. با توسل به تسبیح و ذکر و مقدسات سعی کرد دکانش را رونق دهد و این همه قابل پیاده‌سازی در نظامی بود که محمد علی آبادی و مجمود احمدی‌نژاد طراحش بودند. نتیجتا کار آقایان به جایی ختم شد که در حضور ریس‌جمهور کشور و صد هزار ایرانی در وسط  زمین، رقیب ِِ همیشه بازنده رقص عربی می‌کرد. در حالی که چند متر آن‌طرف‌تر عده‌ای احمق پرچم «علی ولی‌الله» را به نمایش گذاشته بودند.

بله چنین است رسم روزگار. آقای دایی!

 

* عکس بالا دیدار غیر منتظره‌ی دایی است با علی آبادی.

 دقیقا روز بعد از آن که علی آبادی کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال شد و همه را عصبانی کرد و فوتبال ایران را تا مرز تعلیق پیش برد  آقای دایی برای تبریک و لابی با خدا خدمت ایشان رسیدند.

 

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
جوشا

سلام سرور گرامی واقعا از این تماشاچیان که من یکی حیرت کردم. یه پست مرتبط نوشتم. در صورت تمایل بخونیدش

ناف

حاجی کلیت حرفت درست، اما خدا وکیلی یه جاهایی واقعا بی‌انصافی می‌کنی. مثلا این‌که عربستان "رقیب همیشه بازنده" است. ما تو دوازده سال اخیر، دو بار عربستان رو بردیم، دو بار هم بهش باختیم. باقی هم مساوی. یا این‌که مافیا بازی دایی تو دولت احمدی نژاد و علی آبادی بوده. در حالی که این آقا تو دولت خاتمی و فدراسیون دادکان و تیم ملی برانکو هم کلی برای خودش مافیا داشت. بازیکن می آورد و خط می زد و فاتحه‌ی هر کی باهاش خوب نبود خونده بود. اصلا روایت متواتری هست که زیرآب مصطفوی رو -وقتی که رئیس فدراسیون بود- دایی پیش خاتمی زده.

ق

منظور از همیشه بازنده در ورزشگاه آزادیه. در مورد دوره‌ی دادکان هم قبول دارم که زیادی بهش میدون داده بودند. ولی مطمئن باش در دولت قبل کسی مثل دایی سرمربی تیم ملی (آن هم بعد از این که قطبی کارش تموم شده بود ) نمی شد. موضع صفایی فراهانی در مورد انتخاب دایی این رو تایید می کنه. البته قبول دارم که فوتبال به عنوان ورزشی که افکار عمومی باهاش درگیره همیشه در دستان سیاسیون بوده و دخالت‌های اون‌ها هم بوده. ولی به نظرم در دوره‌ی صفایی فراهانی و اینها کسی جرات نیم کرد بگه من با خدا لابی دارم. یا مثلا تسبیح دست گرفتن براش ارزشی ایجاد نمی کرد.

مهدي

حداقل فايده اين شكست بزرگ ضايع شدن احمدي نژاد بود اين هم تحليل فوتبالي من از انتخابات آتي: http://freechoice.blogfa.com/post-105.aspx

جواد رف

نتیجه غیر اخلاقی: با خدای عز و جل لابی نکنید یا اگر کردید جایی نگید تا دست کم خدا ضایع نشه

ناف

دادکان هم رئیس فدراسیون دوره ی اصلاحات بود. و البته در اون زمان، آقای دایی با سن کلاغ همچنان همه کاره ی تیم ملی. اون زمان کم آدم ها به خاطر این آقا پشت در تیم ملی موندن؟ اصلا این که این آدم چند سالی می شد گل ملی مهمی نزده بود (گلی که به واسطه ش بازی رو ببریم یا مساوی کنیم) و فیکس تیم ملی بود، چیزی جز مافیا داشتنش (به واسطه ی عواملی مثل پول، تحصیلات، خوی تهاجمی، جاه طلبی و البته زکاوت و زبون بازی) رو نشون می ده؟ دایی با شخص خاتمی هم ارتباط خوبی داشت. انصاف نیست قدرت بی حد و حصرش رو محصول دوره ی احمدی نژاد بدونیم

فرانک

و من همچنان به نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 می اندیشم...

علی اشرفی

ببخشید اون پرچم علی ولی الله رو 2 تا جوان که درست در فاصله نیم متری من در ورزشگاه نشسته بودند نصب کردند. به نظر احمق نبودند فقط همانطور که به خودشان هم گفتم، باید به جای استادیوم میرفتند نماز جمعه! (: