مطابق با شب اول محرم ۱۴۲۵

 

 دور نيک‌نامی رفت ...

 

 

 

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
حامد

بسم الله اول: سلام دوم: ا واقعا! حالا کجا رفت؟ کی رفت؟ کی ردش کرد؟ تقصير با کی بود؟ سوم: محرم شده گرچه ميدونم وفت نداری ولی اون عکس کنار وقت عوض کردنشه ها! چهارم:بابا نيکنام، حالا نميشه تخفيف بدی استاد اسدیی، چيزی، نيکنام گران بيد گران پنجم:دور، گردوندنی؟ گردی؟ من گوشه، دلم ميخواد. دايره گوشه نداره. شايدم اينقدر گوشه داره که نميشه از ميونش انتخاب کرد. ولی من گوشه خواسته بيدم ششم: مکن کاری که... هفتم:بامرام چه کردی که ديگه عباس هم شاکی شد؟ شاکی ها! هشتم: ياعلی

سیا

سلام. یه مدتی نبودم. دچار بیماری اشراف شده بودم. وبلاگتو خوندم شماره قبلش رو هم خوندم. اولش این احساس رو داشتم که داری الکی گلایه میکنی چون تقریبا همه ماها عادت کردیم الکی غرولند کنیم و از دیگران ایراد بگیریم. بهترین ما و عاقلترین ما وقتی اشتباه میکنه و کسی ازش ایراد میگیره تمام سعیش رو میکنه تا کارش رو توجیه کنه و اصلا قبول نمیکنه که اشتباه کرده. وای به حال ما که بهترین نیستیم. بعد دیدم که تو حق داری. عباس هم حق داره اون داره تمام سعیش رو میکنه. حامد هم حق داره یه عریضه بلندبالا بنویسه. میدونی، همه ما حق داریم و هیچ کس نباید حقش پایمال بشه. تو، عباس، حامد، من...