چرا باید از آمدن میرحسین استقبال کنیم

 

دلایلی بر این که حضور میرحسین به نفع اصلاح‌طلبان است       

         ویرایش یک

 

 

اعلام حضور میرحسین موسوی در شرایطی که ما درش هستیم نه تنها نباید باعث نگرانی اصلاح‌طلبان (که پیش از این، خاتمی را طرف‌داری می‌کردند) باشد بل‌که اگر دقیق و عمیق به موضوع نگاه کنیم و از چارچوبه‌ی تنگ احساسات و عواطف خارج شویم می‌تواند خوش‌حال کننده هم باشد. به دلایل زیر

1-       از زاویه‌ی سلبی:  هر انسان عاقلی اهداف خود را  رتبه‌بندی می‌کند و همیشه ساز و کارهایی را به کار می‌بندد که اهداف بلندتر را تامین کند و اگر در جایی ساز و کاری احتمال رسیدن به هدف پایین‌تر را افزایش می‌دهد اما احتمال رسیدن به هدف بالاتر را کاهش می‌دهد  در قربانی کردن هدف پایین‌تر تردید نمی‌کند. به نظر من هدف اول تمامی ما باید رییس‌جمهور نشدن محمود احمدی‌نژاد باشد( که با توجه به گفته‌های تمامی کاندیداها همین است.) بنابراین با توجه  به این هدف باید ارزیابی کنیم که  کاندیدا شدن میرحسین موسوی در این شرایط چه تاثیری بر احتمال ریس‌جمهور شدن مجدد احمدی‌نژاد دارد. آیا می‌توان به ضرس قاطع گفت که این حرکت موسوی این احتمال را افزایش داده است؟ به نظر من نه. دلایل:

الف.میرحسین موسوی در ذهن  قشری از جامعه که نه خبرگزاری فارس را می‌دانند چیست و نه جبهه‌ی مشارکت را می‌شناسند خاطرات خوبی به جای گذاشته‌است. این قشر را عموما افرادی بالای سنین چهل و پنج سال را تشکیل می‌دهند. توجه کنید که هفده میلیون رأیی که به سبد احمدی‌نژاد ریخته شد رای حزب موتلفه‌ی اسلامی یا جبهه‌ ی متحد اصول‌گرایان نبود بل‌که رای طرف‌داری از کسی بود که موفق شد خود را مجری و طرف‌دار گفتمان عدالت‌طلبانه و مردمی جا بزند و نه به کسی بود که تبلیغات توانسته بود او را مجری و طرف‌دار گفتمان سرمایه‌داری بشناساند. میرحسین موسوی نیاز به تبلیغات زیادی برای این که خود را طرف‌دار گفتمان عدالت و خدمت نشان‌دهد ندارد. خاطرات طیف بالای چهل و پنج سال ایرانی این را به آن‌ها یادآور می‌شود. بنابراین بدون شک حضور میرحسین موسوی حتا در روز رای‌گیری هم می‌تواند بخش قابل توجهی از رای محمود احمدی‌نژاد را به خصوص در شهرهای کوچک و روستاها (که جزو دغدغه‌های ستاد خاتمی هست) را از سبد او بردارد و به سبد موسوی گسیل دارد. این اتفاق در مورد خاتمی هم می‌افتد  اما حجم این افراد در برابر افرادی که در بالا گفتم خیلی کم‌تر خواهدبود. بنابراین حضور میرحسین حتا در روز رای‌گیری باعث کاهش رای احمدی‌نژاد خواهد شد.

ب.انتخابات در ایران سیستم دومرحله‌ای دارد. یعنی برای رییس شدن در مرحله‌ی اول باید بیش از نصف آرای مأخوذ را بیاوری. صورت کسر، رای کاندیداست و مخرج کسر کل افراد شرکت کننده.  حضور میرحسین موسوی تاثیرات مشخصی بر صورت و مخرج کسر محمود احمدی نژاد دارد. حضور او از صورت کسر احمدی‌نژاد می‌کاهد که دلیلش را در بالا گفتم ( دربند بعد هم بیش‌تر می‌گویم) و مخرج کسر را که همان تعداد آرای ماخوذه باشد را هم می‌افزاید. حضور کاندیداهای بیش‌تر باعث مشارکت بیش‌تر می‌شود. کاندیداهای بیش‌تر باعث تولید حجم تبلیغات و جلسات و میتینگ‌ها و سفرهای تبلیغاتی بیش‌تر می‌شود و این باعث انتخاباتی‌تر شدن فضا خواهد شد و در نتیجه حضور را بالا خواهد برد. از طرف دیگر هستند افرادی که نه از محمود احمدی‌نژاد دل خوشی دارند و نه حاضرند برای رای به خاتمی پای صندوق رای بیایند ( چرا که این هر دو قبلا رییس بوده‌اند و احتمالا هر دو مصداق "برای ما چه کرد؟" شده‌اند. اما با حضور کسی مانند میرحسین راه سوم برای‌شان باز می‌شود و پای صندوق حاضر می‌شوند. (اتفاقا خود میرحسین هم اصرار دارد خودش را خط سوم معرفی کند.)

ج. حرف‌های میرحسین در این مدت نشان می‌دهد که تصمیم به نقد جدی دولت نهم دارد و این یعنی با حضور او یک کاندیدای جدی و معتبر دیگر به دو کاندیدای قبلی (خاتمی و کروبی) که آن‌ها هم بنایشان نقد جدی دولت نهم و ریختن پته‌هایش روی آب است و احتمالا کاندیدای چهارم که اصول‌گرا باشد اضافه می‌شود.  توجه داشته باشید که در ایران کاندیداهای تایید صلاحیت شده فرصت‌های مساوی دارند که در صدا و سیما حرف بزنند ودیدگاه‌های خود را در مورد همه‌چیز اعلام کنند و حضور میرحسین یعنی اضافه‌شدن یک سهمیه برای گفتمان ضداحمدی‌نژادی (اگر نگوییم اصلاح‌طلبی)  برای حضور در تلویزیون  در بخش های مختلف خبری، مناظره‌ها و برنامه‌های ویژه‌ی انتخابات.

 

بنابراین حضور موسوی احتمال رییس‌جمهور شدن احمدی‌نژاد را کم می‌کند. اما ممکن است کسانی بگویند احتمال برنده شدن  خاتمی در دور اول را هم کم می‌کند که حرف درستی است. به نظر من حضور موسوی ممکن است آن بخش از رای‌های خاتمی را که از سر بغض معاویه به سبد او می‌روند و نه حب علی را تا حدی به سمت موسوی هم ببرد. ( که به نظر من رقابت واقعی خاتمی  و میرحسین در صورت حضور هم‌زمان، در جذب رای‌های این جماعت است.) پس حضور موسوی  صورت کسر خاتمی را هم کاهش می‌دهد و مخرج کسر را هم که برای همه‌ی کاندیداها مساوی است را بنا به دلیلی که قبلا گفتم افزایش. بنابراین احتمال موفقیت خاتمی در دور اول را کم‌تر می‌کند.  اما این احتمال نمی‌تواند باعث نگرانی شود چرا که نباید فراموش کنیم که رییس جمهور شدن خاتمی  در هرم اهداف، پایین‌تر از رییس جمهور نشدن احمدی‌نژاد است. بنابراین جمع جبری هزینه فایده‌ی هر چیزی که احتمال رسیدن به هدف بالاتر را بیش‌تر می‌کند اما احتمال رسیدن به هدف پایین‌تر را کم‌تر، مثبت است و نباید باعث نگرانی شود. ضمن این که نهایتا در دور دوم فقط دو کاندیدا حضور دارند که در آن حالت دیگر اگر قرار بوده رایی از کسی کم شده و به دیگری اضافه شده باشد در این دور به صاحب اولیه‌اش بر می‌گردد.

 

2-       برهان خلف: بیایید با فرض کاندیدا نشدن موسوی جلو برویم. اگر موسوی کاندیدا نمی‌شد و جو جامعه  در زمان  تایید صلاحیت‌ها  نشان از شکست احمدی‌نژاد به خاتمی می‌داد فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتاد؟ به نظر من با توجه به (1) شهوت قدرت احمدی‌نژاد و (2) شخصیت احمد جنتی و (3) فشارهای سنگینی که از طرف برخی نهادها به شورای نگهبان وارد می‌شد و (4) حسین شریعتمداری، رد صلاحیت خاتمی به عنوان (1) تنها گزینه (2) مطمئن‌ترین گزینه (3) کم‌هزینه‌ترین گزینه (در برابر هزینه‌ی هشت سال دولت داری اصلاح طلبان) در دستور کار قرار می‌گرفت. و این که فشار افکار عمومی و این‌ها مانع این مساله می‌شد کمی ساده‌انگارانه است چرا که  طرف مقابل نشان داده که از این بادها نمی‌لرزد و این طرف هم نشان‌داده که در سازمان‌دهی فشار چندان وارد نیست  و ابزاری هم برای این کار ندارد  و تمام  ابزار رسانه‌ای  در اختیار طرف مقابل است و به راحتی می‌تواند نشان دهد که شهر در امن و امان است و فقط عده‌ای اوباش به اموال عمومی آسیب رسانده‌اند. این بزرگ‌ترین نگرانی‌ای است که به نظر من با حضور موسوی تقریبا منتفی شده‌است. چرا که (1) طرف مقابل هیچ علاقه‌ای ندارد که با رد صلاحیت خاتمی اصلاح‌طلبان را به اجماع  روی موسوی ناگزیر کند و (2) حتا اگر این کار را هم کرد و باز خاتمی را رد کرد آن وقت مجبور نخواهیم‌بود بر سر خودمان بزنیم و بالاجبار به مهدی کروبی رای بدهیم و سر آخر هم رای نیاورد و بشود آن‌چه نباید بشود. در این شرایط دشوار یک گزینه‌ی نزدیک‌تری به نام موسوی وجود دارد که هم هیچ کدام از بدی‌های کروبی را ندارد و بسیاری از خوبی‌هایی که کروبی ندارد را دارد و نیز احتمال رای‌آوری بسیار بالاتری از او دارد.

 

به نظرم با توجه به فضای موجود بدترین اتفاقی که می‌تواند بیافتد کنار رفتن زودهنگام خاتمی است. هنوز نمی‌توان به ضرس قاطع در مورد میرحسین موسوی در شرایطی که انتخابات بدون خاتمی برگزار شود نظری داد. استقبال های سه استان فارس، کهگیلویه و بوشهر از خاتمی  در مورد خاتمی چیزهای مثبتی نشان داد اما در مورد موسوی هنوز نمونه‌ای برای ارزیابی در دست نداریم و به نظر می‌رسد تا دو ماه دیگر در مورد موسوی هم می‌توان چیزهایی فهمید. این هر دو باید فعالانه جلو بروند تا بعد از تایید صلاحیت‌ها و حتا نزدیکی  روز رای‌گیری. در آن زمان با توجه آن‌چه گفتم می‌توان با برآورد واقع‌بینانه‌تر و کم‌خطاتر حدس زد که چه گزینه‌ای بهتر است. در آن زمان اگر فضا طوری بود که خاتمی به نفع موسوی کنار برود باید همین کار را بکند. اگر هم واقعاً معلوم شد که رای احمدی نژاد  بالای پنجاه درصد است که اصولا کنار رفتن کسی به نفع کسی حتا اگر تمام رای‌هایش هم به او اضافه شود تاثیری در نتیجه نخواهد داشت چرا که جمع همه‌اش کم‌تر از نصف است.

 

ب ت:

 ا- حرف‌های بالا شاید رگه‌هایی از این که من خاتمی را بر موسوی ترجیح می‌دهم داشته باشد اما هدف من بیان این موضوع نبوده و هدفم اصلاح نظر کسانی است  که طرف‌دار خاتمی هستند و الان از آمدن موسوی ناراحتند.

2-  این که جدای از شرایط حاکم بر بازی، موسوی گزینه‌ی بهتری است یا خاتمی بحثی است که باید جداگانه به آن پرداخته شود.

 

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

عجب حوصله ای داری مهدی من که حتی حوصله نکردم بخونم اینایی که تو حوصله داشتی و نوشتی

محمد

عجب حوصله ای داری مهدی من که حتی حوصله نکردم بخونم اینایی که تو حوصله داشتی و نوشتی

پایین

نکته ای که لحاظ نکردید این احتمال است که دو قطبی شدنِ انتخابات حساسیتِ انتخاب را افزایش داده و بخشی از جمعیتِ تحریمی (منفعل) را به صحنه می کشد. چند قطبی شدن، حساسیتِ بازیِ انتخاب را کم می کند و افراد زیادی به خاطر نبودِ تنشِ حاصل از یک فضایِ دو قطبی وارد عرصه نخواهند شد. بد نیست خاطره 1376 و دو قطبیِ ناطق/خاتمی را به یاد آوری و فضایی که در آن افراد یا با این بودند و یا با آن. اصولآ فضای چند قطبی کمتر احساسی می شود و این باعث کاهش مشارکت آرای بالقوه نامزدهای منتسب به اصلاح طلبان خواهد شد.

بهروز

من فکر میکنم هنوز زود باشد برای قضاوت نهایی. به نظرم تعدد نامزدها در این روزها موهبت است. ضمن اینکه نامزدهای اصلاح طلبان سنجیده صحبت میکنند و فعلا فقط همینها هستند که در حال تهیه برنامه اند. خواندم تیم اقتصادی خاتمی نجفی صفدرحسینی و نیلی هستند و این خیلی خوب است. این یعنی یک برنامه درست و حسابی. از طرفی اطمینان دارم موسوی هم بسته خوبی تدارک دیده است و اینجاست که جناح مقابل جز حرف و مایه گذاشتن از حمایت رهبر و آمارهای ساختگی و غلط ندارد. احمدی نجاد تمام کسی که دارد همین وزیر اقتصاد فعلی اش است که آنهم گمانم تخصص اصلی اش کشتی گیری است.

مهدی

سلام تحلیل جالبی بود. من فکر می کنم در انتخابات اگر شرایط تغییری نکند و همه کاندیداهای فعلی باقی بمانند رئیس جمهور آینده میرحسین است. فرض بگیریم در انتخابات آینده 30 میلیون شرکت کننده داشته باشیم. تخمین بنده از آرا به نحو زیر است دور اول: خاتمی 10 میرحسین 10 احمدی‌نژاد 7 کروبی 3 دور دوم: خاتمی 13 میرحسین 17 حوصله نوشتن دلایل رو ندارم. شاید در آینده نوشتم. ولی توی ذهنم جامعه را بخش بندی کردم و نتیجه مقایسه زوجی کاندیداها مختلف از سوی بخش های مختلف را پیش بینی کردم.

بهروز

10-10-7-3 را فکر می کنم کمی خوشبینی است. 2-5 تا برای قالیباف در نظر بگیرید. انوقت در دور دوم یا داریم موسوی- احمدی و یا خاتمی - احمدی. من از قالیباف و حضورش می ترسم. اون به طرز زیرکانه ای مهره بازی محافظه کارهاست وقتی که کم بیاورند.خدا خودش رحم کند.

مهدي

تحليل جالبي بود. فقط يك نكته: ميترسم 4سال ديگه هدف اصلي مان تو هرم اهداف اين باشد كه ميرحسين مجددا راي نياره!!

ابوالفضل

من بلد نیستم تحلیل کنم ولی هر شب خواب میبینم که احمدی نژاد رای آورده 90 درصد خواب هام رویای صادقه است کمربند هاتون را ببندید

ابوالفضل

ترست درست بود خاتمی کنار رفت

آگاه تر

ما مردم به هم نوع خود رای می دهیم خود را خسته نکنید...