من و تو ، چنان که خارپشت ....

هو

 

من و تو ، چنان که خارپشت ....

 

عجالتاً اين متن از رساله الطير ابن سينا. شايد برای من و تو و او باشد. شايد هم نباشد.

«

هيچ کس هست؟ از برادران من که چندان به سمع ( مرا) عاريت دهد که طرفي از اندوه خويش با او بگويم، مگر بعضي از اين اندوه هاي من به شرکت برادري وي کم تر شود، که دوستي هيچ کس صافي نگردد تا دوستي را از شوب کدورت نگاه ندارد. و اين چنين دوستي خالص کجا يابم که دوستي هاي اين روزگار چون بازرگاني شده است، که آن وقت بر ِدوستي شوند که حاجتي پديد آيد، و مراعات اين دوست فرو گذارند چون بي نيازي پيدا آيد، مگر برادري دوستاني که پيوند ايشان از قرابت الهي بود و الفت ايشان از مجاورت علوي و دل‌هاي يک‌ديگر را به چشم نگرند و زنگار شک و پندار از سر خود بردارند و اين جماعت را جز منادي حق جمع نکند، چون جمع شوند اين وصيت قبول کنند.

اي برادران حقيقت! خويش فراهم آوريد و بايد که براي برادران، حجاب از روي دل برداريد تا بي پرده اسرار دروني يک‌ديگر دانيد و سبب کمال همديگر گرديد.

اي برادران حقيقت! خويش فراهم آوريد و باطن‌هاي خويش آشکار کنيد؛ چنان که خار پشت، باطن هاي خود را به ظهور آرند و ظاهري هاي خود پنهان کنند که به خداي تعالي باطن شما اشکار است و ظاهر شما پوشيده. (من : به خداي تعالي باطن شما اشکار است و ظاهر شما پوشيده. به خداي تعالي باطن شما اشکار است و ظاهر شما پوشيده. به خداي تعالي باطن شما اشکار است و ظاهر شما پوشيده)

 اي برادران حقيقت! ...

»

/ 8 نظر / 11 بازدید
احسان

هان اي رفيق صديق! چو برادران حقيقت در رفاقت نيک بي غش نباشند، خواهران صداقت که مي نمرده اند! باري تو را سمع عاريت دهند تا طرفي از اندوه خويش باز گويي. لاجرم دوطرفي بر آن نهند مر صاحب اندوه را و باز گردانند! از بني بشر آنچنان که تو خواهي مي بر نيايد مگر تو ولي الله باشي و او مريد ولي ولي الله.

lk

اين احسان هر کی هست دمش گرم

a

کوتاهتر که وقت تنگ است

محمد

مهدی جان ممنون قشنگ بود

حامد

مام اومديم نبودی

مرتضی

میگم بعضی مواقع بده این احسان جای تو بنویسه. بد نیست. به قول اون بنده خدا اون محمد بلخی هم بد نمینویسه. من بعضی مواقع از نوشتنش خوشم میاد

sara

سلام وبلاگتونو خوندم ولی نمی دونم چی بنويسم