گوشه‌ی زمین، در چند متری نقطه‌‌ی کرنر به طرف ما ایستاده بود و تکان نمی‌خورد. هیچ تکان نمی‌خورد، تا حدی که کم کم شک کردم واقعی باشد. الان که نیروی انتظامی زانتیای سه بعدی الکی کنار اتوبان‌ها می‌گذارد، شاید در ورزشگاه هم اخیرا مجسمه‌ی سرباز خوش‌پوش گذاشته است. توپ دو بار وارد دروازه‌ی برق شد که در چند متری او بود و تمام ورزشگاه را از جای‌شان به هوا پرتاب کرد ولی او هیچ تکانی نخورد. مثلا سری برگرداند و یک نگاه کوچک اقلا به زمین بازی بکند و یا برای این که پاهایش خواب نروند یک کمی بحنبد. هیچ. کم کم حرصم را درآورد، کاش دستم به‌ش می‌رسید و می‌گفتم بابا سخت گرفته‌ای. این‌جا پنجاه شصت هزار نفر آدم به هم می‌لولند. کسی به کسی نیست. حالا تو هم گاهی یک سری به اطراف بچرخان. یا اقلا وقتی همه صدای‌شان می‌رود بالا برای گل، زیر چشمی نگاهی بکن. در این کشور هیچ کس این قدر کارش دقیق نیست. این قدر توجه به وظیفه‌اش نمی‌کند. تو هم گاهی یک تکانی بخوری طوری نمی‌شود.

 

سوت نیمه‌ی اول زده شد و رفت. برای نیمه‌ی دوم کسی دیگر آمد و تا آخر بازی  سرجاش تکان خورد.

 

ما برنده شده بودیم.

 

 

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
مهدی

چرا "ليست وبلاگهاي آپ ديت شده" كار نمي كند؟ راستي اسم فني عبارت فوق چيه؟