هو

 

فکـند زمزمـه عشق در حجاز و عراق ، يعنی چه!؟

 

ديشب دوباره فال زدم. شايد يه اتفاقاتی تو اين يک هفته افتاده باشد. مگر نه اينکه الدعا يرد القضا  و  من يتوکل علی الله و هو حسبه . نه اينکه   گفت پيغمبر كه چون كوبى درى.... عاقبت، زان در برون آيد سرى؟ و  مگر نه اينکه بعضی ها درهای حاجتند ؟و ....

آمد

منـم کـه ديده به ديدار دوست کردم باز
چـه شـکر گويمت اي کارساز بنده نواز
نيازمـند بـلا گو رخ از غـبار مـشوي
کـه کيمياي مراد اسـت خاک کوي نياز
ز مشکـلات طريقت عنان مـتاب اي دل
کـه مرد راه نينديشد از نـشيب و فراز
طـهارت ار نه به خون جگر کند عاشـق
به قول مفتي عشقش درست نيست نماز
در اين مـقام مجازي بجز پيالـه مـگير
در اين سراچه بازيچه غير عشـق مـباز
بـه نيم بوسه دعايي بخر ز اهـل دلي
کـه کيد دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکـند زمزمـه عشق در حجاز و عراق
نواي بانـگ غزل‌هاي حافـظ از شيراز

چی شد؟! فکـند زمزمـه عشق در حجاز و عراق، يعنی چه!؟

در حجاز و عراق؟ حجاز؟ عراق؟! عراق؟!

چی می گی حافظ؟ عراق ديگه؟! همون که اول و آخر ....

عراق حافظ؟! زمزمه ی عشق؟عشق؟ کاشف الکرب؟! چی می گی حافظ؟

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
بی عنوان

به قول شاعر: گذار ما کی به عراق تو می افتد يارا؟ ---- ضمنا ما خيلی مخلصيم.

ناآرام

یکی از بچه ها نوشته: حافظ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس...در بند آن مباش که نشنید یا شنید. من بد جور در بند این قرار گرفتم. اما باز هم کاشف الکرب الحسین آرامش بخش منه.

جواد

من له یقتل داء دنف کیف ینام ؟

علی قاف

ما درس سحر درره میخانه نهاديم محصول دعا در ره جانانه نهاديم در خرمن صد زاهد عابد زند آتش اين داغ که ما بر دل ديوانه نهاديم سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد تا روی در اين منزل ويرانه نهاديم

senior

مرسی مهدی بابت عکس... ممنون

حامد

اگه اين حافظ نبود نميدونم تو چکار وکردی.........تازشم قاف حرف اخر خيلی چيزای ديگه ام هست